در شرايط سخت و پيچيده رقابتي حادث شده در قرن بيست‌ويكم، بهره‌گيري بهينه و اثر‌بخش از فناوري اطلاعات به يكي از شاخص‌هاي اصلي و كليدي موفقيت بنگاه‌هاي موفق جهان تبديل شده است. با نگاهي به انواع راه‌حل‌هاي مديريتي استفاده شده توسط شرکت‌های برتر جهان، بهره‌گيري صحيح و درست از انواع راه‌حل‌هاي مديريتي متكي بر فناوري اطلاعات همانند ERP، CRM، DW/BI، SCM، KMS و امثال آن، به طور قطع يكي از عوامل موفقيت و ماندگاري اين شركت‌ها در عرصه رقابت جهاني است.
در ايران نيز، خصوصاً در يك دهه گذشته، بهره‌گيري از انواع راه‌حل‌هاي نرم‌افزاري پيشرفته سازماني خصوصاً راه‌حل برنامه‌ريزي منابع سازمان (ERP)، به طور جدي مورد توجه مديران ارشد بنگاه‌ها و سازمان‌هاي بزرگ توليدي و خدماتي كشور قرار گرفته است.
هرچند كه در طي اين مدت شاهد انواع تجربيات خوب و بد، موفق يا كم‌اثر و … در پياده‌سازي این‌گونه راه‌حل‌ها در كشور بوده‌ايم، اما در هر صورت نياز به تحول و رقابتي‌تر شدن بنگاه‌ها، منجر به افزايش تقاضا براي این‌گونه راه‌حل‌ها در بازار شده و باعث گشته تا اين بخش از صنعت فناوري اطلاعات، در كشور براي خود جايگاه مشخص و ويژه‌اي را ايجاد نمايد.
در اقتصاد امروز هر بنگاه اقتصادي براي تداوم حيات، ناگزير از ورود به بازارهاي بين‌المللي می‌باشد. از ديگر سو دارابودن حداقل استانداردها در زمينه كيفيت، شرط ورود محصولات به بازار جهاني است و اخذ اين استانداردها تنها از طريق پياده‌سازي اصول علمي نوين در سطح بنگاه‌ها مقدور است. يك بنگاه اقتصادي حتي پس از وارد شدن به بازارهاي فرامرزي بايد قادر به تحمل رقابت با رقبايي در كلاس جهاني باشد و اين امر نيز تنها با افزايش مداوم بهره‌وري، بهبود مستمر و كاهش قيمت‌ها ممكن مي‌گردد. دستيابي به اين اهداف نيز مستلزم شناخت كامل و تحليل دقيق وضعيت موجود، تعيين وضعيت مطلوب و شناسايي مسير موردنیاز جهت رسيدن به وضعيت مطلوب در تمامي ابعاد سازمان است.